نوشته های طنز امروز







مورد داشتیم یه پدری در حال مرگ بوده بعدش چوب میده دست پسرش :|

یعنی اعصاب آدم داغون میشه وقتی سر سفره می خوای یه چیزی رو برداری و 1 ثانیه قبلش یکی اون رو بر می داره

خوبه آدم دوستایی داشته باشه که توی بهار که زنگ بزنی بدون هیچ دلیلی بگی میاین بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟ در جوابت فقط بگن نیم ساعت دیگه کجا باشیم

توی تابستون که زنگ بزنی بدون هیچ دلیلی بگی میاین بریم خیابون قدم بزنیم؟ در جوابت فقط بگن ناهار همون جای همیشگی

توی پاییز زنگ بزنی بدون هیچ دلیلی بگی میاین صدای ناله برگارو دربیاریم خش خش صدا بدن؟ در جوابت فقط بگن دوربینتم بیار

توی زمستون زنگ بزنی بدون هیچ دلیلی بگی چنارا منتظرن با یه عالمه برف، بعد با تردید بپرسی میاین که؟ در جوابت بدون مکث بگن یه جفت دستکش بیاریم فقط. سرش مسابقه بدیم سر اینکه کی کمتر گوله برف خورده توی کله اش.

به نظر من درستش این بود که دماغ بالای چشم باشه که آدم بتونه چشمشو زیر پتو نگه داره ولی دماغشو بیرون پتو!

منبع : روزنامه هفت صبح
جمع آوری : برترین ها